وایکینگ، به خانه برگشته بود. بعد از کشتن صدها مرد دلیر، فتح دهها دریا و کوه و دشت و شهر و قلعه و آتش زدن هزاران خانه و مزرعه و بی سیرت کردن چندین و چند دختر و زن و پیرزن، به خانه برگشته بود. فاتح، بی اعتنا به خیل انبوه مردم، در قبر دراز [...]
بایگانیِ فوریه 2009
وایکینگ
ارسالشده در داستانک در فوریه 4, 2009 | ۱ دیدگاه »
نگاه-2
ارسالشده در کمینه, برچسب زده شده کمینه در فوریه 4, 2009 | بیان دیدگاه »
حالت تهوع داشت. نگاه مرد بوی لجن می داد
نگاه
ارسالشده در کمینه در فوریه 3, 2009 | بیان دیدگاه »
ترسیده بود، نگاه مرد دندانهای تیزی داشت